امروز حرف از دکتر علی شریعتی همه جا هست

قبلا که توی اس ام اسا  پر بود و در نهایت داشت به شکل بدی حالت شوخی پیدا می کرد

حالا هم توی شبکه های اجتماعی پر شده

البته از یه لحاظ خوبه که ما مردم کتاب نخون و مطالعه نکن یه کم با نوشته های ایشون و به صورت گلچین از کلام ایشون بهره مند میشیم

ولی از یه لحاظ بد هم شده

ما ادمای کتاب نخون دیگه واقعا دلیلی برای کتاب خوندن نمی بینم یا اصلا دیگه وقت نمی کنیم که بخونیم

من نظرم اینه خیلی از ماها که تکه کلمات و تکه متنهای دکتر رو دست به دست می چرخونیم تا حد کمی با گفتار و اندیشه بلند ایشون آشنا می شیم 

یعنی اندیشه دکتر و سایر بزرگان و مولفین وقتی کامل شناخته و درک میشه که گلچین وار خونده نشه

وقتی کتاب عظیمی مثل فاطمه فاطمه است رو کامل میخونی چه تاثیری از اندیشه دکتر می گیری تا وقتی تیکه های مختلف کتاب رو هر از گاهی از این ور اون ور و از هم گسیخته میخونی؟

چه راحت خودمون رو محروم می کنیم و خیلی هم خوشحالیم که مملو از جملات و کلمات ناب هستیم

قبلا هر کس می خواست بگه من روشن فکرم و حرفی واسه گفتن دارم حداقل به خودش زحمت خوندن چند کتاب رو می داد ولی الان دیگه همه صاحب نظر شدن

بدون اینکه درک درست و کاملی از اندیشه های بزگان و کتب خوب بدست آورده باشن

واز نظر فکری و ایدولوژیکی کامل و پخته شده باشن احساس روشن فکری عجیبی در خودشون احساس میکنن

و بدترین چیز اینه که انسان درک درستی از خودش نداشته باشه

و یا خودش رو بی نیاز از تفکر بیشتر و مطالعه بدونه

ولی خوبه وقتی ما توی وایبر یا تلگرام قسمتی از گفتار نیک بزرگان رو دریافت کردیم به همین بسنده نکنیم و علاقه مند شده به دنبال خود کتاب رفته و عمیق تر بشیم

 

 

در رابطه با قرآن کتابهای دکتر شریعتی واقعا محشره مثل کتاب ((روش برداشت از قرآن)) و همه ی  کتب دیگر

من پیشنهاد می کنم

 اگه واقعا به فکر آرامش خودتون هستید

اگه دوست دارید یه کلام خوب و بسیار تاثیر گذار بر شخصیت و طرز فکرتون رو مطالعه کنید

حتما هفته ای یا ماهی یکبار یکی از کتابهای دکتر رو بخونید واقعا خوبه

فکر کنم دین ومذهب هم مهم نباشه 

کلام کلام یه جامعه شناسه که مخاطبش انسانها هستن

و بر هر کسی میتونه تاثیر بسیار عمیق و خوبی بذاره

کتابی مثل   ((سلمان پاک))   یا  (( فاطمه فاطمه است ))   واقعا ارزش داره حتی اگه خوندی هم هر چند وقتی دوباره بخونی

حالا قسمتی از متن پدر مادر ما متهمیم رو که اتفاقا توی شبکه های اجتماعی دست به دست میگرده رو واستون میزارم

باشه که علاقه مند بشیم و این کتاب و سایر کتب خوب رو واسه تکامل روحی خودمون از دست ندیم و مطالعه کنیم

 




 

پدر مادر ما متهمیم:


قرآن کتاب وحی قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد ! کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز! کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست ... این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد، از آن است که ای برادر و خواهر روشنفکر من! نمی دانی که چه کوشش ها کردند تا آن را از میان زنده ها دور کنند و ندایش را، هم در صحنه های جهاد خاموش کنند و هم در حوزه های اقتصاد ! گفتند قرآن را از ریشه "قَرَءَ " مگیرید، از "قَرَنَ" بگیرید و نتیجه اش این که کتاب خواندن نیست، کتاب همراه داشتن است و بخود چسباندن است. گفتند : اسراری که فقط در نقطه زیر "ب" در بسم الله نهفته است اگر کسی بخواهد تفسیر کند یک عمر کفاف نمی دهد! گفتند: قرآن هفتاد بند دارد و هر بطن آن باز هفتاد بطن . همینطور این درست است اما این را طوری معنا کردند که یعنی نبایدنزدیکش رفت، یعنی هرکس قرآن را گشود و در آن اندیشید و از آن چیزی فهمید، محکوم شود و هرچه از آن فهمیده مطرود و مشکوک اعلام شود گفتند هرکس قرآن را با عقل خویش تفسیر کند باید در نشیمنگاه آتشینش فرودآید، در حالیکه سخن پیغمبر است " من فسر القرآن برأیة فلیتبوء مقعده من النار" است.می بینیم چطور هوشیارانه ،رأی را عقل معنی کردند و و مردم را از خواندن و فهمیدن و عمل کردن به قرآن ترساندند و بعد خودشان در حالیکه " تفسیر به عقل" را تحریم کردند، بر خلاف همین حدیث، قرآن را سراسر "رأی خود" تحریف و توجیه و تأویل کردند... حتی بعضی حرف های بدتری گفتند: اصلا قرآن حقیقی دست امام زمان است و هروقت ظهور کند با خود خواهد آورد و قرآن فعلی، قرآن اصلی نیست! تحریف شده است، بعضی آیات را از آن برداشته اند و ... دوست روشنفکر من! همین ها نشانه ی آن است که دشمن از قرآن می ترسد و همین ترس دشمن کافی نیست که تو را به نقش قرآن در حیات و نجات و بیداری و خلاقیت این کتاب مطمئن سازد؟ قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است . قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟ قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است … قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند . خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو . آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم......

دکتر علی شریعتی