به نام خدا

با سلام

یکی از مخاطبین همیشگی این وبلاگ چندی پیش کامنتی رو برام گذاشته بود:

 

در مورد شعر حافظ هم می شه نشست و توش کلی نتیجه در آورد که منطبق با شرایط آدم ها هم باشه. ولی دلیل نمی شه که همه ش رو حضرت حافظ پیشگویی کرده باشه
اینکه بعد بشینی و بگی دیدی اینا رو گفته بود، اگه راس می گی بیا بشین و پیش بینی دقیق کن!
البته من احتمالا قرآن رو قبول دارم و خدا رو هم. ولی این روش اثبات شما رو کاملا نه
یه مقدار تو مباحث می شه دقیق تر بود
یا حق

 

البته من فکر میکنم چند بار بیش از این هم با ایشان مراوده داشتم.

به هر حال خوشحالم که با کسایی مراوده دارم که برای عقاید خودشون وقت میزارن

ولی شاید گفتگوی من و شما به جایی نرسه چون من یه روش دیگه رو توضیح میدم و شما بدون این که در مورد اون تحقیق و مطالعه ای کنی میگی من روش شما رو قبول ندارم(و تنها دلیلت هم اینه که خودت از روش دیگه ای مثل روش فلسفی استفاده میکنی)

در ضمن این که من قرآن رو یکی از دلایل اثبات وجود خدا می دونم روش من و نظر شخصی من نیست

همون خدایی که شما احتمالا قبولش داری این کتاب رو طوری نازل کرده که هر لحظه بعد از گذشت هزاران سال بتونی از اون به وجد بیا و ایمانت رو محکم کنی

تقریبا همه میدونن که معجزه ی حضرت محمد قرآنه

این روش منه که شما قبولش نداری؟

در واقع قرآن جایی هست که خدا به شعور بندگان خودش احترام میزاره و به جای روح بخشیدن به مجسمه و شکافتن دریا یه نوع معجزه به شکل کتاب نازل میکنه

البته چون حضرت محمد آخرین پیامبر خدا بوده انسان به نوعی معجزه و راهنمای پایدار غیر قابل تحریف و نفوذ احتیاج داشته

حالا اگه شما روشهای دیگه اثبات وجود خدا مثل برهانهای فلسفی رو میپسندی بهتره در این روش خوب    تحقیق بیشتری البته در سایر وبلاگها و منابع و ماخذ بکنی

چون وبلاگ من با اینکه تیتر وار از مابقی روشهای اثبات وجود خدا صحبت کرده ولی تاکید اصلی وبلاگ من روی قرآنه

شایان ذکر است که قرآن خودش دلایلی تمام و کمال برای اثبات وجود خدا آورده  وبا اینکه خودش معجزس از نظر مفهومی هم سوالات محکم فلسفی برای روشن کردن ذهن انسان در مورد خدا مطرح کرده

پس به شما توصیه میکنم که اگه نمی خوای از مبحث قرآن و اعجازات لفظی معنوی عددی و علمی اون بهره ببری و بهره مند از مباحث مکتبی و اخلاقی قرآن بشی   وقت بیشتری روی روش خودت بزار حتما از اون مقال هم به نتیجه خواهی رسید

در ضمن جواب سوالاتی رو که من در مورد قرآن ازت پرسیده بودم رو ندادی

جالبه تا حالا در دنیا کسی جوابی برای بسیاری از عجایب این کتاب عظیم پیدا نکرده

فقط تونستن اشکالاتی رو در مورد بعضی از موارد مطرح کنن که البته در مقابل حجم بالای محکمات قابل توجه نبوده و خیلی از اون اشکالات هم بی پاسخ نبوده

و اونهایی هم که بی پاسخ مونده یا از اساس نباید مطرح میشده و طرح اون از بی دانشی و احساسی برداشت کردن بعضی از دوستان قرآن و شاید هم کار دشمنان این کتاب الهی بوده

 

نوع تنزیل قرآن باعث شده  که قرنهای مختلف کتب قطوری از شگفتیهای اون نوشته بشه و تحقیقات پایان ناپذیری حتی در عصر ارتباطات در مورد مفهوم معنوی نظم هندسی و اعجاز علمی قرآن انجام بگیره

البته اعجاز عددی نوعی مکمل برای تقویت ایمان انسان به این کتاب است ولی اصل ماجرا این نیست

بی انصافی در حق این کتاب لطیف و عمیق است که از منظر شکلی و هندسی به تعابیر بلند آن نگاه کرد

البته مباحث فلسفی هم قرآن برای اثبات وجود خدا مطرح کرده برای شما که طالبش هستی بسیار سودمند خواهد بود

ولی تکذیب روش اثبات خدا از طریق قرآن کار بی منطقی هست

وقتی نابقه ای مثل انیشتن میگه:

قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست؛ مجموعه‏اى از قوانین است که بشر را به راه صحیح، راهى که بزرگ‏ترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت مى‏کند

والبته ارنست رنان از برگترین فلاسفه دنیا میگه:

در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسى ،اجتماعى، ادبى و... وجود دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخوانده‏ام؛ اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته مى‏شوم و مى‏خواهم درهایى از معانى و کمال به رویم باز شود، آن را مطالعه مى‏کنم. این کتاب، قرآن - کتاب آسمانى مسلمانان - است

پس این نظر شخص من نیست و محدودیت دینی و ملی هم نداره و قرآن واقعیتی هست که جای تامل داره و بسیار کمک کننده هست

اما در مورد حافظ

ای کاش مثال دیگه ای میزدی چون حضرت حافظ به این خاطر به حافظ ملقب شد که حافظ کل قرآن بود

دیوان حافظ آمیخته با مفاهیم قرآنی و بخشهای مختلف آن یا معنی مستقیم قرآن است و یا تفسیری لطیف از قرآن

در بعضی از جاها که عین عربی آیه در دیوان آمده

در کل دیوان حافظ از رو حی برآمده که با آیات قرآنی به بلوغ رسیده

اصلا به همین خاطر است که حافظ شاعر زمان شد و اشعار او مرزهای پارسی و عربی رو در نوردید و جنبه ی جهانی به خود گرفت

و البته اگه چیز عجیبی از توش در آوردی متحیر نشو و یه کم بیشتر به منبع اصلی اون یعنی قرآن رجوع کن

اما اگه منظورت اینه که در خیلی از کتب بشری هم میشه نکات عجیب و قابل تاملی در آورد جواب من اینه

اولا هر کتاب با نوشته ای به همون اندازه ای حرف برای گفتن داره که از خدا یا کتابهای الهی و تربیت الهی بهره برده باشه

در نهج البلاغه حضرت علی حرف از هواپیما ها میزنه و بسیاری از نکات دیگه از کتاب علی ع یا بر میآد که زیادهم عجیب نیست چون علی ع قرآن ناطق لقب داشته

دوما بسیار زیادند کتبی که در اونها از گفتن حق برای اثبات باطل استفاده شده ولی قدرت تشخیص با انسانه که به محض دیدن پارتی درست و حق به جانب مدهوش کل کلام طرف نشه

والبته این نشون میده که حتی اهل باطل هم از فیوضات الهی بی بهره نبودن و کلامشون رو با کلام حق مخلوط میکنن تا کسان بیشتری رو جذب کنن

خدا در قرآن در مورد سایر کتب الهی میگه

اونا سهم بزرگی از کتاب خودشون رو از دست دادن (یعنی باز هم در همین کتب تحریف شده قسمتهایی از کلام خدا یافت میشه) ولی قرار نیست که انسان هر مکتوبی رو که تاحدی قابل تطبیق با شرایط خودش میدونه رو دلیل حق بودنش بدونه

باید به دنبال یه کلام خالص و کامل بود

کلامی که نمتونن دلیلی برای مغایرت قسمتی از اون با قسمت دیگر پیدا کنن

کلامی که بی واسطه باشه و از جهات مختلف بشه نظم محسوسی رو در اون مشاهده کرد

نباید چشم بسته با شنیدن هر نطق به ظاهر حقی در بست مرید ناطق شد

حتی خود ابلیس هم که پیگیر ترین تفکر برای جدایی انسان از خداست حرفهای جذاب و خیره کننده ای برای گفتن و نوشتن داره

ولی انسان باید فرق گرد و گردو رو درک کنه

عجب کتابی هست این قرآن

چون خدا در قرآن به قلم قسم میخوره!!!!

یعنی چی؟؟

وای که این قلم چه کارهایی میتونه بکنه......