سلام 

بسیار دیدم کسایی رو که فقط به خاطر حساسیت بی جا و سخت گرفتن به طور کل نماز رو ترک کردن

مثلا طرف با کمترین آبی که پاشیده میشه دیگه فکر می کنه تا حموم نره نمیتونه نماز بخونه

یا خیلی سخت وضو میگیرن و دایم فکر می کنن غلطه

یا اینکه وقتی فکرشون سر نماز یه کم جای دیگه میره احساس گناه می کنن

به هر حال هر آدمی از اینکه اینهمه معذب باشه به ستوه میاد و کلا بی خیال نماز میشه

ویا می گن نماز ما که درست نیست نخونیم بخونیم فرقی نمی کنه

این طور فکر کردن خیلی خطرناکه

نابود میکنه آدمو

قرآن اگه بخونیم می فهمیم که اصل کار چیز دیگه ای هست و حساسیت زیاد هیچ موردی نداره

پس از خوندن عمیق قرآن میفهمییم که خدا فقط قلب مارو میخواد

کاسه داغتر از آش شدن چیز خوبی نیست

انسان برای نماز هم باید مثل هر امر دیگه ای باید کم کم به مهارت برسه

همون هفته اول از خودمون نماز در حد  آیت اله بحجت رو توقع نداشته باشیم

ما قرار نیست توی قنوتمون قیامت رو ببینیم

ما با عمل نماز خوندن فقط مراتب عشق و ارادت خودمون رو طبق قراری که خودش با ما گذاشته و به شکلی محترمانه و منظم به خدا ثابت می کنیم

خیلی از اعمال عبادته و خیلی از کارها میتونه باعث خوشنودی خدا بشه ولی خلف وعده هم نباید کرد و چیزی رو خودش بارها در قرآن از ما خواسته رو باید به جا آورود

میدونید من به نماز چه جوری نگاه می کنم

یه معلم رو در نظر بگیرید که خیلی خوب و مهربون و زحمت کشه و به شاگرداش میگه بچه ها هر چقدر منودوست دارید برام روز معلم هدیه بیارید

یه معلم دیگه رو در نظر بگیرید که علاوه بر مهربون و زحمت کش بودن فوق العاده دانش آموزاش رو درک میکنه و میگه بیشترین انتظاری که من از شما دارم اینه که یه جمله تبریک برام بنوسید و یادگاری به من بدید این بهترین هدیه برای منه

خیلی عجیبه خدا توی قرآن میگه که انس و جن رو نیافریدم مگر برای اینکه منو پرستش کنن

براستی اگه حدو مقداری مثل نماز رو مشخص نمی کرد ما چی میکردیم

کسی نمی دونست چقدر باید برای خدای به این بزرگی و مهربونی و عظمت باید واسه عبادت وقت بزاره

موقع نماز خوندن ما باید فکرمون نسبت به نماز خوندنمون اینجوری باشه

من دارم به قراری که با خدا گذاشتم عمل می کنم و چیزی که بارها در قرآن ازم خواسته رو انجام میدم

ما هر کاری رو که میخوام شروع کنیم کم کم خودمون رو به حد بالای آمادگی می رسونیم

مثلا هیچ آدمی نیست که انتظار داشته باشه یک هفته پس از شروع کلاسهای زبان بتونه خارجی حرف بزنه

ولی نمی دونم چرا در مورد نماز اکثرا انتظارای زیادی از خودشون و نمازشون دارن

مثلا میگن نماز روم تاثیر نمی زاره و نمی خونن

به این مساله توجه نمی کنن که اولا درسته که نماز به خود انسان هم کمک میکنه ولی بخش مهم اون اینه که مراتب سپاسگذاری پرستش و احترام خودت رو به خدا ابلاغ کنی

به این مساله توجه نمی کنن که خدا در قرآن بارها از اونا خواسته که نماز بخونن

و البته یه سری از این اساتید دینی هم چنان بر سر منابر از ریزه کاریهای وضو و غسل و نماز صحبت می کنن که طرف میگه ای کاش تا حالا هم نمی خوندم   چون اون مقداری هم که نمازخوندم احتملا اگه نمره منفی نگیریم شانس آورودم

نماز یه راهی هست که لااقل انسان میتونه به خودش ثابت کنه الان که نماز میخونه کس و کار داره خدا داره و میتونه بهش تکیه کنه و دلش قرص باشه

همین که ما از کار دیگه دست می کشیم  وضو میگیریم   قامت می بندیم   خم و راست میشیم کلی از راه رو رفتیم برای اثبات بندگی خودمون

اما در مورد رفتن ذهن به جای دیگه لازم نیست خیلی سخت بگیری

اصلا به همین خاطرفکرت جای دیگه میره    چون استرس داری فکرت جای دیگه نره

یه نکته رو توجه کن تو واسه خدایی نماز میخونی که تو رو آفریده تو رو    میشناسه    با خصوصیات ذهن و فکر آدما آشناست    و تمام محدودیتهای تورو درک میکنه حتی بیشتر از خودت تو رو درک میکنه

پس از چی نگرانی

خیالت راحت باشه خدا مثل کسای دیگه نیست که از احترام گذاشتن بهشون پشیمون میشی

و یا از اینکه خواستی ثوابی بکنی کباب بشی

خدا تنها معشوق بر حقه

هر طوری که بری طرفش باخت نداری فقط سعی کن بری و هر کاری رو به خاطر اون بکنی

خدا در قرآن میگه   من به درون سینه بندگان خودم آگاهم

یعنی حتی میدونه که تو سعی میکنی به اون فکر کنی ولی ذهنت مثل تمام آدما دیگه هر چقدر که میخوای متمرکز کنی بیشتر پراکنده میشه و به جاهای خوبی نمی ره

جوری نماز بخونید و اونقدر مایه بذارید که یه وقت کم نیارید و به کل بی خیال نشید

درست نیست که با سخت گیری بی جا خودمون رو از راه اصلی پرستیدن خدا محروم کنیم