راههای رسیدن به آرامش

می خواهم تنها تو را بخواهم

Ø      این روزگار را به اختلاف احوال میان خلایق می گردانیم تا خدا اهل ایمان را بشناسد و از شما گواهانی بگیرد (آل عمران 140)

 

Ø      پروردگارا من پناه می برم به تو از اینکه چیزی را که نمی دانم از تو تقاضا کنم (هود 41)

 

Ø      هر کس برای متاع دنیا کوشش کند بهرمندش می سازیم و هر کس ثواب  آخرت خواهد از آن برخوردارش گردانیم

 

Ø      اگر بدانید روزه از هر کاری بهتر است (بقره184)

 

Ø      چه بسا چیزی را ناگوار شمارید و حال آنکه در حقیقت برای شما خیر است و چه بسا چیزی را که دوست دارید آن را و در واقع برای شما شر است و خدا می داند و شما نمی دانید (بقره216)

 

Ø      هیچ گاه نیل به خوبیها نمی یابید تا اینکه از محبوبهایتان بگذرید (آل عمران92)

 

Ø      هرگز به نیکوکاری نمی رسید تا آنکه انفاق کنید از آنچه دوست دارید(آل عمران92)

 

Ø      نفس خویش را از عیب مبرا نمی کنم زیرا نفس بسیار به زشتیها امر می کند مگر آنکه خدایم رحم کند (یوسف 53)

 

Ø      صلح بهتر است گر چه حرص و بخل مردم را فرا گرفته (نساء128)

 

Ø      پیروی هوای نفس نکنید تا با عدالت شوید (نساء135)

 

Ø      از خدا بترسید که از نیات درونی شما آگاه است (مائده 7)

 

Ø      در راه خدا استوار و گواه به عدالت و راستی باشد ونباید عداوت گروهی شما را از طریق عدل بیرون ببرد (مائده 8)

 

Ø      خداوند بین انسان و قلبش حایل است (انفال24)

 

Ø      دوستان خدا نه می ترسند نه اندوهگین می شوند (یونس62)

 

Ø      پروردگارت را پرستش کن تا به یقین برسی (حجر 99)

 

Ø      برعهده ی خداست تعیین راه اعتدال و بعضی را ه ها بیراهه است (نحل9)

 

Ø      اگر اوتنها راپرستش می کنید شکر نعمتهای خدا را به جا آورید (نحل114)

 

Ø      هرگز از آنچه علم نداری پیروی نکن بدرستی که چشم و گوش و دل ها همه مسئولند (اسرا36)

 

Ø      پاک مردانی که هیچ کسب و تجارت آنها را از یاد خدا غافل نگرداند(نور37)

 

Ø      حرف محکم و منطقی بزنید(احزاب70)

 

Ø      بگو حق آمد و باطل نه ایجاد می کند و نه تکرار می کند(سبا49)

 

Ø      کلمات نیکو به سوی او بالا رود و عمل نیک آن را بالا برد(فاطر10)

 

Ø      مکر زشت جز صاحبش احدی را نمی رسد(فاطر43)

 

Ø      هوای نفس را پیروی نکن که تو را  از راه خدا گمراه می سازد(ص26)

 

Ø      آگاه باش که دین خالص از آن خداست و کسانی که غیر او را سرپرست خود گرفتند و (گفتند که) آنها را نمی پرستیم مگر اینکه ما را به خدا نزدیک کنند براستی که خدا بین آنها در آنچه که اختلاف می کنند حکم می کند هما نا خدا کسی را که بسیار کفر می ورزد و دروغگوست هدایت نمی کند( زمر3)

 

Ø      آن بندگانی که سخن را می شنوند و بهترین آن را پیروی می کنند صاحبان خرد هستند( زمر18)

 

Ø      آیا خدا برای بنده اش کافی نیست که مردم تو را از غیر خدا می ترسانند( زمر36)

 

Ø      خدا به خیانت چشم خلق و آنچه که در سینه هاست آگاه است (غافر19)

 

Ø      بدی را به بهترین دفع کن تا هر کس که دشمن توست دوست و خویش تو گردد(فضلت34)

 

Ø      (ای رسول)بگو من از شما بر رسالت اجری نمی خواهم مگر مودت و محبت نسبت به نزدیکانم(شوری23)

 

Ø      و اگر خدا روزی بندگانش را وسیع کند در روی زمین طغیان کنند لیکن به اندازه ای که بخواهد نازل می گرداند همانا او به بندگانش آگاه و بیناست(شورا 27)

 

Ø      آنهایی که گفتند پروردگار ما خداست سپس استقامت کردند ترسی ندارند و اندوهگین نخواهند بود( احقاف13)

 

Ø      کسی که از حقیقت دور شود از آن منحرف می شود( الذاریات9)

 

Ø      جن وانس را نیافریدیم مگر برای اینکه مرا پرستش کنند( الذاریات56)

 

Ø      برای انسان جز آنچه به سعی خود انجام داده است نخواهد بود(نجم39)

 

Ø      اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می کردیم مشاهده میکردی که از تر س خدا خاشع و متلاشی می گشت(حشر21)

 

Ø      اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می کردیم متلاشی می گشت(حشر21)

 

Ø      هر کس به پروردگارش ایمان بیاورد نه از نقصان می ترسد نه از ستم (نوح 13)

 

Ø      ما انسان را به حقیقت در مشقت آفریدیم(بلد4)

 

Ø      پس با هر سختی البته آسانی است البته  با هر سختی البته آسانی است(شرح 5 و 6)

 

 

 


سوال از مخاطبین:
سلام.خسته نباشید.ببخشید یه سوال داشتم.
اگه دین اسلام حق است چرا مرد را صاخب زن میدانند؟؟؟
چرا اسلام با خون و خون ریزی دین خود را گسترش داد؟؟؟
چرا در قران امده که میشود زن را کتک زد؟؟؟

اگه میشه به این سوال های من جواب بدید.ممنون



پاسخ وبلاگ :

در سایر مطالب وبلاگ در مورد مسایلی که مطرح کردید کاملا بحث شده
حتما بخوانید
مثل بحثهایی که در مورد خشونت در اسلام و... مطرح میشه
و یا بحث تفاوت گذاشتن بین مرد و زن
که بحثها کامل هم هست
اما یه قاعده کلی وجود داره و اون اینکه مردان دوست دارند تکیه گاه باشند و زنان دوست دارند به یکی تکیه بدهند سرشت واقعی ما انسانهاست و زن و مرد هر کدام اینطور خوشحال و خوشبخت تر ه
وسایر احکام بر اساس قاعده کلی بالا شکل می گیره 
ولی این به معنی وابستگی تام زنان در آفرینش نیست
یعنی اینکه مردان دوست دارند تکیه گاه باشند هم نیاز اون هاست واز این بابت نوعی وابستگی به زنان دارند 
در واقع به نوعی وابستگی دو طرفه هست ولی نوع نیاز فرق میکند
و این وسط خدایی هم هست که هر دو طرف رضایت و عشق اون رو معیار اول رفتار و زندگی خودشان قرار میدن
به خاطر خواستن خدا عشق و مهربانی به همسر فرزند همسایه و همه ی انسانها رو در پیش می گیرند
به خاطر اون کمک می کنند
به خاطر خدا سختی می کشند
گذشت می کنند
خودشان رو فدا می کنند
مقابل ظلم می ایستند و...
ولی زن با ویژگیهای خودش و مرد هم با سیستم خاص خودش
اینطور باب شده که به تیکه از یه کتاب مثل قرآن رو همه جا پخش می کنند و میگن ببینید خدا گفته زنان رو بزنید
همانطور که یه تیکه از سخنرانی به سیاستمدار و یا یه تیکه از یه فیلم رو در رسانه ما نشان بدن و گفته های طرف و عقاید طرف رو برعکس نشان بدن
ولی اگه کل قرآن رو بخوانید بر عکس چیزی از خشونت کشتار کتک و... جذب نمی کنید
فقط به به نتیجه خوب میرسید:

به خاطر خدا خوب باشید 

حالا اون آیات رو هم باید تفسیر کرد و پیام اصلی آنها رو فه



سوال از مخاطبی به نام فاطمه:

باسلام متشکرم ازوقتی که به من اختصاص مدین.
من دختری 17 ساله ام که به تازگی حدودا 1سال که دیدم رو نسبت به دینم تغییر دادم و تصمیم گرفتم آدمی با ایمان باشم یه مدت گذشت و شروع به نماز خوندن کردم وازحرامات اجتناب کردم تو همین مدت احساس میکردم خیلی به خدانزدیک شدم احساس میکردم خیلی خیلی دوسش دارم بخاطر اون حاضر بودم ازهمه چیزم بگذرم و علاقه ام رو به همه چیز دنیوی مادیات مثل پول و از دست دادم همه کار هایی که میکردم در راس شون خدابودبه آسمون نگاه میکردم یاد خدا می افتادم به درخت نگاه میکردم احساس لذت میکرم چون میدونستم خالقش خداست و داره خدارو سجده میکنه واسه یه دختر 17 ساله به نظر خودم خیلی خوب بود که این جوری فکر کنه الان تقریبا 1 ماهی که احساس خیلی بدی نسبت به خدا پیداکردم دیگه چیز هایی که من رو بیاد اون می انداخت نتنها خوشحالم نمی کنه حالم رو هم بدتر میکنه از درون یه حس بدی پیدا کردم و علتش هم خیلی الکیه خودمم واسه این عدم اعتمادم دلیل مطقی ندارم فقط نسبت به همه چیز تردید پیدا کردم همیشه این سوال رو از خودم می پرسم که نکنه اینها همش دروغ باشه لطفا کمکم کنید درمورد این موضوع نمیتونم با خانوادم حرف بزنم لطفا قانعم کنید تا همون ادم قبلی بشم
پاسخ وبلاگ : سلام 
من فقط توصیه می کنم مطالب قبلی وبلاگ رو کامل بخوانید
چون مطالب خوبی در مورد ارتباط با خدا وجود داره 
کتاب بخوانید
شگفتی های جهان دکتر ابراهیم 
کتابهای دکتر شریعتی و... 
شما لازم نیست از همه چیز بگذرید واسه خدا
فقط ما باید به این درک برسیم که هیچ چیز رو به خدا ترجیح ندیم 
پول خوبه و میتونه باعث رشد و راحتی بشه
ولی در جایی که باید خدا را به خاطرش کنار زد ما اینکار رو نمی کنیم
خیلی از نعمات خدا رو میشه ازش لذت برد و خدا رو هم داشت

شما نباید دچار افراط و زیاده روی در دینی زندگی کردن بشید
که وقتی در دین زیاده روی می کنید در حقیقت از دین خارج میشید
اول خدا رو با تمام وجود باور کنید
مطالبی در مورد شگفتی های قرآن و ... وجود داره که آدم مطمئن به بودن خدا میشه
همچنین سایر روشها که توی مطالب هست 
مثل برهان نظم
برهان علیت
و...
پس از اینکه مطمئن شدی خدا وجود داره 
حالا باید خیلی معتدل نه با زیاده روی اون رو کنار خودت حس کنی
منظور اینکه که زیاده روی در هر کاری آدم رو زده میکنه
خدا هست
من دوستش دارم
از نعمات اون لذت میبرم 
به یادش هستم
به خاطر اون ظلم نمی کنم 
به خاطر اون خیانت نمی کنم
به خاطر اون شادم
به خاطر اون کمک بقیه می کنم
اونم منو دوست داره
هوامو داره 
حتی اگه اشتباه کنم منو میبخشه
صلاح منو میدونه
منو درک میکنه

اینکه شما درخت رو تعظیم کنان ببینی نوعی افراط هست
همین شما رو زده میکنه
خیلی از کسانی که زود از خدا زده میشن به خاطر تصورات غلط از خداست

این چیزها رو یاد بگیریم:

خدا در همه جا نباید بیاد و خودی نشون بده
اگه یک جا به یکی ظلم شد خدا همون جا نباید وارد بشه و معجزه کنه
یه قیامتی هست یه سنت امتحان سنت امهال و... هست که ما نمی دونیم

اگه خدا یکی رو امکانات و فیزیک خوب میده و به یکی نمیده ما به وجود خدا شک نکنیم
چون اون در آخرت از هر کی تو قعی به اندازه خودش داره

ما بنده خدا هستیم
لازم نیست خیلی خودمون رو اذیت کنیم
فقط اون رو داشته باشیم و بهش تکیه کنیم
زندگی خودمون رو بکنیم و با خدا بیشتر و بهتر از زندگی لذت ببریم 


سوال از یکی از مخاطبین :

سلام من دختری ۱۷ ساله هستم تا سن ۱۶ سالگی همه نماز هامو سروقت و به موقع و با ارامش میخوندم حس میکردم بخدا خیلی نزدیکمو و به قول خودمون باهاش دوستم تو مدرسه دوستایی داشتم که نماز نمیخوندن و دوست پسر داشتن و خیلی منو تشویق میکردن به گرفتن دوست پسر که قبول نمیکردم اما کم کم ایمانم ضعیف و ضعیف ترشد ....نمازام شد یکی درمیون دوستام بردنم تو گروهی که پسر بود و با یه پسرمتاسفانه دوست شدم حدود ۳ماه با پسرا چت میکردم و دوست میشدم و این بین خیلی عذاب میکشیدم و گریه میکردم و حس میکردم خدا ازم چشم پوشی کرده و باهام قهر کرده توبه کردم و دیگه تو گروهی که پسر باشه نرفتم اما وقتی با دوستم و خانوادم میریم بیرون نمیتونم نگامو از پسرا بردارم و میدونم که گناه بزرگی داره نگا به نامحرم ترو خدا کمکم کنید نمیخوام کافر بمیرم نمیخوام پیش خدای خودم روسیاه باشم




پاسخ مدیر وبلاگ  : سلام
اینکه شما به جنس مخالف خیلی علاقه داری و جذب می شی میتونه خوب باشه ولی باید از راه درست از این حس به نفع خودت استفاده کنی

اصولا لذتهای دنیا می تونن راهی خوب برای رسیدن به خدا باشند

وقتی شما بتونی از یه نعمت دنیایی لذت ببری و شاکر خدا باشی و از راه درست حس خودت رو کنترل کنی این میتونه باعث سعادت شما بشه

وقتی شما علاقه ای به چیزی نداری و پرهیز می کنی ارزشی نداره
یعنی ارزش صبر و پرهیز ی که ما برای خدا انجام میدیم به اندازه علاقه ما به اون مواردی هست که ازش پرهیز می کنیم

در ضمن علاقه به هر چیزی میتونه باعث روحیه و امید داشتن ما در ادامه دادن به زندگی و جلب رضایت خدا و رسیدن به همه چیزهایی باشه که دوست داریم

فقط باید یاد بگیریم که اسراف نکنیم

به خاطر خدا جلوی چشممون رو بگیریم و امید به تکیه دادن به خدا در دنیا و آخرت باشیم

اینکه حس خیلی خوبی به جنس مخالف داری اصلا بد نیست و میتونه دلیل خوبی برای پیشرفت شما باشه و خیلیها چنین پر حرارت نیستند

ولی هر نیرویی باید درست و در مسیر خودش کنترل بشه

حتما شما میتونی از یه مشاور خوب کمک بگیری و حس خودت رو بهش بگی 
مشاوران کمک بسیار خوبی می کنند و حرفاشون علمی تر از من و کارساز تره

حس گناه خودت رو تبدیل به رابطه عاشقی با خدای خود بکن

میتونی تا وقتی شریک زندگی خودت رو پیدا کنی به خاطر خدا خویشتن داری کنی و از اینکه به خاطر خدا خودت رو کنترل میکنی امیدوار باشی و لذت ببری

شاید مشاور به شما بگه سعی کن رابطه دوستانه و محترمانه و صمیمانه خودت رو مثلا با برادر پدر دایی عمو و ... در این مدت بیشتر کن و یا اینکه چه کاری بکنی یا  نکنی

چون به هر حال حرف یه کار بلد مهمتره واسه پیشرفت

این حس تمایل زیاد به جنس مخالف  میتونه از یه انسان یه قدیس و یا یه آدم خطاکار بسازه و بستگی به مدیریت ما بر خودمون داره

مثلا اینطور برداشت میشه که حضرت محمد حس بسیار خوبی نسبت به نعمتی چون زن داشته ولی این حس باعث رستگاری ایشان شده

چون نجابت انسان ، حفظ چشم ، عاشقی دوست داشتن همسر لطافت مهربانی تقوی و... همه جایی زیبا می شن که چنین حسی در شما قوی باشه

هر مخلوقی در این دنیا که ما شیفته اون میشیم فقط قسمت ناچیزی از وجود خداوند و زیبایی خداونده که در کالبد یک موجود زمینی نمود پیدا کرده

پس هر چقدر از چیزی در این دنیا خوشمون میاد باید اولا بیشتر عاشق خالقش بشیم 
دوما به خاطر خدا اسراف نکنیم و از راه درست از اون استفاده کنیم تا خودمون رو بیشتر به خدا ثابت کنیم
سوما بدونیم که وقتی خدا رو داشته باشیم همه چیز رو خواهیم داشت

من نمی گم که به خاطر لذت آخرت شما بیا و لذت دنیا رو فراموش کن

بلکه بهتره با تعادل در رفتارهم در این دنیا لذت ببریم و بدکار و بی اعتبار نشویم هم در آخرت

در ضمن بدان که خدا در قرآن میگه من از درون سینه شما آگاهم 
یعنی تنها کسی هست که حس شما رو کامل درک میکنه و اگه شما یه قدم به طرف اون بری اون شما رو بسیار بهتر از بقیه می بخشه و در آغوش میگیره 

شما مطلب زیر رو بخون 
http://taher19.mihanblog.com/post/135
علاقه مندی ما به لذتهای دنیا  می تواند نقش خوبی در نزدیک تر شدن به خداوند داشته باشد

همانا کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت    و مردان و زنان راستگوی و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خدا ترس خاشع و مردان و زنان خیر خواه مسکین نواز و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان با حفاظ خوددار از تمایلات حرام     و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند، بر همه آنها خدا مغفرت و پاداشی بزرگ مهیا ساخته است  ( قرآن سوره احزاب آیه 35)

آنکس که جرات انجام کارهای شایسته را دارد انسان است(شکسپیر)
هیچگاه نیل به خوبی ها نمی یابید تا اینکه از محبوبهایتان بگذرید (آل عمران 92)
هیچ ایمانی چون حیاء وصبرنیست  (رسول اکرم ص)
تن عریان تو باید تنها در اختیار آن کسی باشد که روح عریان تو را دوست می دارد(چارلی چاپلین)
 
خداوند بین انسان و قلبش حایل استن و قلبش حایل است (انفال24)
ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید(بقره168)
برعهده ی خداست تعیین راه اعتدال و بعضی را ه ها بیراهه است (نحل9)




سوال از مخاطبین :
حرفاتون قبول درصورتی که همه ی انسان ها تصمیم بگیرن به اسلام عمل کنند که محاله .... تو دنیایی که فرهنگ غرب مسلطه تو دیگه نمیتونی به (اسلام واقعی) عمل کنی.....یا باید کنج خونه بشینی از اینترنت و جهان بیرون ومردم اطرافت دل ببری یا فقط به فکر ترقی باشی.......اصلا خود ایران از اروپا  بدتر شده...ولی بیتعارف اینکه اگه بخوای به اسلام در معنای واقعی کلمه و با دستورات مراجع عمل کنی زندگی خیلی مسخره میشه...خیلی خیلی .....من تصمیم میگیرم واسه مردمی تلاش کنم که نیازشون رو میبینم نه خدایی که نیازی نداره ....یه سوال : چرا خدا موجودات خودشو که عقل ناقصی دارن باید به خاطر اینکه اونو نمیپرستن یا راهی جز را خودش انتخاب میکنند مجازات میکنه.... میگه تو دین اجباری نیست ولی کسی که از اسلام برمیگرده رو مرتد و دستور قتلش رو میده ......اخه کدوم عشقی با ترس بوجود میاد غیر از اینکه ادمایی مثل شما خودتونو از ترس گول میزنید...........این خدای اسلام خیلی دمدمی مزاجه...اصلا وجود دین باعث جدایی انسان ها میشه و باعث میشه انسان هایی  ازش بهره کشی کنن و باهاش تجارت کنن(نمونه های عینی فراوون تو ایران وجود داره) و این که دین و سیاست یکیه  براساس قرانه که خیلی اشتباهه.....نمونه های زیادی وجود داره برای اینکه بگم دین چیز خوبی نیست مثل وحدت دین و سیاست و اینکه یک زن از نشون دادن پوست خودش شرم داشته باشه و اینکه کافر رو که انسانه حالا هرچقدر هم خوب باشه فقط بخاطر عقیدش مثل سگ نجس میدونه....تو قران خوندم که (با مسیحیان نباید حرف زد چون شما اونا رو دوست دارید ولی اونا شما رو دوست ندارن )ولی من دوست مسیحی دارم که تا بحال مثل اون رو نداشتم و واقعا همه چی تمومه..... حرف اصلی:(من نمیگم اسلام یا مسیح یا یهود غلطن یا درست...من میگم خدا نباید در کار انسان ها دخالت کنه و بزاره اون ها  کارها رو از علم انجام بدن نه از ترس عذاب.)....مثلا شاید در چندین سال بعد علم انقدر پیشرفت کنه که بگه ادم ها باید حاقل چندروز رو روزه بگیرن و این برای افزایش طول عمر ضروریه که دراونصورت انسان ها از روی علاقه به خودشون چند روز رو بی غذا و اب بسر میبرند ولی اینکه خدا تو قران بگه که روزه بگیرین و واجبه و اگه نگیرین در اخرت عذاب میکشین واقعا با عقل سلیم ناسازگاره ..........................................تمام این حرفام رو در صورتی میتونی بفهمی و درک کنی و اگه دوست داشتی جواب بدی که  عادلانه و نه از روی عقاید قبلی خود قضاوت نکنی و بیطرفانه قضاوت کنی ولی اگه قصد داری که حرف خودت رو رو کرسی بنشونی بهتره جواب ندی  و الا هیچ نتیجه ای نداره.......................... دوست عزیزاین بحث علمی بود و شرط اصلی در ازمایشات علمی بیطرفانه بودن محقق است....   

پاسخ وبلاگ:

ممنون از اینکه واسم پیام گذاشتی و با من تبادل نظر می کنی


اولا من هدفم از این وبلاگ این بود که افکارم رو به چالش بکشم

جاها یی که افکارم درسته از طریق اون  اگه تونستم به آرامش دیگران کمک کنم 

و اگه غلط هست با تمام وجود اگر قانع بشم از ایده مخالف  استقبال و پیروی می کنم یعنی 

هدف من ارشاد دیگران نیست بلکه اساسا به چالش کشیدن افکارم هست و جویای حقم

ولی خوبه شما هم بی طرف باشی و از قبل انتخاب راه نکرده باشی

چون اصولا بحث و گفتگو  وقتی  نتیجه میده که دو طرف دنبال حقیقت باشن و از قبل روی عقیده خود پافشاری نکنند 

اما در مورد علمی بودن بحث من فکر می کنم مطالبی که مطرح کردی و بحث از جانب شما  اصولا علمی نیست

اگه حرفی میزنی باید با ذکر دقیق منبع باشه همچنین با مطالعه بیشتر مسائلی که مطرح میکنی پخته تر از روی حدس و گمان و فرضیات نباشه  

در مورد بی طرف بودن محقق هم بگم   


شما وقتی قبل از اینکه من جواب بدم میگی اگه اینطور یا اونطور میخوای جواب بدی جواب ندی بهتره ....

فکر کنم این یعنی شما داری روی عقیده خودت پا فشاری می کنی

چون اصولا بحث و گفتگو  وقتی  نتیجه میده که دو طرف دنبال حقیقت باشن و از قبل روی عقیده خود پافشاری نکنند 


1-واسه مردم تلاش کن که طبق قرآن بسیاری از دین است و 

طبق قرآن راه رستگاریست


اون قسمت عبادت خدا هم بخش بزرگی از اون تبعاتش به خود 

انسان بر میگرده


 اسلام دمدمی مزاجه ؟؟؟؟

هیچ اجباری در دین نیست در تضاد با حکم ارتداد است و این یک دلیل علمی برای دمدمی مزاجی خدای اسلام ؟؟؟؟

چه استدلالهای ضعیف و بی ربطی 



پاسخ  آیت الله گرامی در مورد ارتداد 
"سوال شد كه عمق مهر نبوی به مردم
و رحمانیت احكام الهی ، با آنچه در حكم ارتداد مذكور است چگونه سازگار است؟
امر به تحقیق در مبدا و معاد چگونه؟
اگر شخص در صدد تحقیق برامد و به نتیجه ای بر خلاف دین مبین رسید ، مشمول حكم ارتداد است؟"

پاسخ :

1-صدور حكم اعدام برای مرتد ،در قران نیامده است.

2-آنچه كه از روایات نیز قابل استفاده است اینكه این مجازات برای محارب و معاند دین یا كسی كه پس از برگشت از دین،علیه دین اسلام وعقاید آن تبلیغ و تخریب می كند،در نظر گرفته شده.نه برای كسی كه از روی تحقیق ،تغییر عقیده میدهد و تبلیغ علیه دین نمی  کند .


در تحقق ارتداد عملى گفته اند: «اگر كسى عملاً دین را استهزا كرد و یا عقاید و احكام اسلامى را به مسخره گرفت و در عمل كارى كرد كه احساسات مسلمانان تحریك شود، مثلا، قرآن را در محل آلوده اى پاره پاره كند و قصدش از این كار توهین باشد، یا به خدا و پیامبر توهین كند، دلیل بر ارتداد است.»


و در یک پست جدا و کامل  ارتداد رو برات ارسال می کنم

دوست عزیز  تمام چالشها ی ما در مورد دین مربوط به همین برداشتها ناحق متعصبانه از دین هست 

دین هم مثل هر چیز دیگه ای دردست بشر دستخوش سو استفاده و بهره برداری ابزاری شد و مسلمه که چون بحث اعتقادات بسیار مهمتر از سایر چیزهاست و قدرت طلبان و سودجویان از طریق اون میتونن مردم رو وادار به هر کاری بکنند حتی منفجر کردن خود

پس دین بیشتر مورد سودجویان قرار گرفت 

پس اون داعشی یا سلفی یا وهابی که میگه مثلا شیعه مرتد هست و باید کشته چی

به هر حال این هم نوعی استخراج از کتاب خدا در مورد ارتداد است 

ولی آیا سخن خداست

و یا برداشت گروهی از آن 


فرمودید امثال من از ترس خودمو گول میزنیم 

 این هم از  جمله استدلالهای  علمی شما بود ولی نمی دونم با چه منطقی  و از کجا به این نتیجه رسیدید

این با روشنفکری که امروز مد هست هم مغایره 


حرف محکم و منطقی بزنید (سوره احزاب آیه 70 )

.

امثال زنان خارجی که اسلام می آورند دلیلش چیست

زن با تفکر ناب اسلامی نه تنها شرم در بروز زیباییها نداره 

بلکه برای جمال خودش احترام و ارزش قائله و اون رو ارزون در اختیار همه قرار نمی ده 

در واقع زن در اسلام در مرتبه ای بالاتر از سایر مکاتب دیده میشه و چون گوهری ارزشمند پوششی چون حجاب را می طلبد 

البته کم و بیش اکثر زنان و مردان جهان به حجاب معتقدند ولی مقداری که باید رعایت بشه در مکاتب مختلف فرق میکنه 

که در پست زیر کامل در مورد علل تفاوت حجاب خواسته شده در اسلام مسیحیت و... توضیح دادم

کدام دین را انتخاب کنم

 http://taher19.mihanblog.com/post/122


اما فرمودید خدا میگه با مسیحیت نباید حرف زد چون...


آیات زیر از قرآن رو بدقت بخون 


إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّه‏ِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً
فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ (1)
كسانى كه ایمان آورده و كسانى كه یهودى و صابئى و مسیحى اند، هر كس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و كار نیكو كند، پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد.
لَیْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللّه‏ِ آنَاءَ اللّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ یُؤْمِنُونَ بِاللّه‏ِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِینَ ؛(2)
(همه اهل كتاب) یكسان نیستند. از میان اهل كتاب گروهى درست كردارند كه آیات الهى را در دل شب مى‏خوانند و سر به سجده مى‏نهند. به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به كار پسندیده فرمان مى‏دهند و از كار ناپسند باز مى‏دارند و در كارهاى نیك شتاب مى‏كنند و آنان از شایستگانند.
..... وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَكْبِرُونَ‏وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّه‏ِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن یُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِینَ؛(3)
قطعا كسانى كه گفتند: ما نصرانى هستیم، نزدیك‏ترین مردم در دوستى با مؤمنان خواهى یافت زیرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانان هستند كه تكبر نمى‏ورزند . چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده ،بشنوند، مى‏بینى بر اثر آن حقیقتى كه شناخته‏اند، اشك از چشم های شان سرازیر مى‏شود. مى‏گویند: پروردگارا ما ایمان آورده‏ایم ؛ پس ما را در زمره گواهان بنویس، و چرا به خدا و آنچه از حق به ما رسیده، ایمان نیاوریم و حال آن كه طمع و امید داریم پروردگارمان ما را با گروه شایستگان (به بهشت) در آورد؟

و بسیار آیات دیگر که اینجا مجالش نیست

مگر نه اینکه ما خود مسیح رو منجی بشریت میدونیم و اعتقاد داریم با امام ما ظهور خواهند کرد

مگر نه اینکه ما زهد و تقوا حضرت مسیح رو شبیه ترین رفتار به مولا علی  می دانیم 

اما اینکه گفتی خدا دمدمی مزاجه فکر کنم به خاطر مطالعه خیلی کم و سطحی شما از قرآن باشه هر سخنی جایی داره و هر حکمی بسته به شرایطی داره 

مثل اینکه شما یه تکه از فیلمی رو برداری و بدون دانش بر کل فیلم و شرایطی که در اون لحظه فیلم داشته بخوای فیلم رو نقد کنی 

آیه ای از قرآن هست که میگه   وای بر نمازگزاران

پس شما بگو خدا دمدمی مزاجه یه جا میگه نماز خوبه جای دیگه میگه بده 

آیه بعدی رو هم بخون 

منظور اینه که فقط نماز مهم نیست

یعنی وای بر کسی که فقط نماز میخونه و کمک به هم نوعش نمی کنه و...

حالا در گذریم از شرایط نزول آیات و تاویل آیات ولی با یه کم بهتر و بیشتر خوندن آیات خیلی از شبهات حل میشه

البته اگر میلی به رفع شبهات در دل ما باشه و در پی رد کردن بی برو برگرد قرآن نباشیم

ولی مطلب اینه که خیلی از ما میلی به رسیدن به حق نداریم و با نوعی پز روشن فکری میخوایم فقط رد کنیم ولی این از بی دانشی ماست و بی دانشی پز دادن نداره  

یه پستی دارم در مورد تهمت زنا به زن در قرآن 

یکی مثل شما البته نام آیه رو آورده بود و گفته بود خدا خودش هم نمیدونه چی داره میگه  

اون پست رو هم لطفا بخون 


http://taher19.mihanblog.com/post/120


و اون قسمت از حرفاتون رو هم که گفتید زندگی با اسلام یا دین  مسخره میشه و کنج خونه باید بشینی رو اصلا نفهمیدم اگه بحث علمی میخواد با ذکر دلیل و شفاف صحبت کنید تا به نتیجه برسیم  



و این حرف آخرتان که بسیار عجیب بود

علم خود پیشرفت کند و بگوید چند روز روزه واجب است...


ما وقتی خدا رو قبول می کنیم یعنی چه 

خدا یعنی چه

یعنی این علم ما غباری کوچک در مقابل علمش نیست که راه را از او می پرسیم. 

دین یعنی روش زندگی و رسیدن به هدف

یعنی روش از کسی می پرسیم که  علم ما شوخی بیش نیست در مقابل علمش 

وحالا ما بگوییم پیشرفت کردیم و راه را بهتر می دانیم 

ما تا هزاران سال بعد هم خیلی کوچکیم در مقابل علمش 



در قرآن خدای احد هزار سال پیش این مطالب علمی بیان شده



مباحث خارق العاده علم نوین جنین شناسی در قرآن
    قران 1400 سال پیش زوجیت گیاهان را مطرح می کند
    اشاره قرآن به حرکت کهکشانی و منظومه ای خورشید و زمین
    قرآن و اعجازهای عددی بسیار شگفت انگیز از حروف مقطعه  و تناسب واژگان تا اعجاز نوزده
    قرآن کرویت زمین و نیروی جاذبه
    عکس ناسا از تلسکوب فضایی هابل و آیه ای از قرآن
    پیشگوییهای قرآن در طول تاریخ رمز گشایی میشود از فتح مکه و جنگ ایران و روم تا...
    تحقیقات ناسا وعکسهایی که تهیه شد و اشاره قرآن به شق القمر
    انگشت نگاری و اشاره جالب  قرآن
    قرآن و نظریه ی زمین شناسی انشقاق قاره ها و جدایی خشکیهای زمین پانگه آ
    یافته های جدید علمی منطبق با پیدایش جهان در قرآن
    قرآن معجزه ای در ادبیات و هندسه ی کلمات
    قرآن و مباحث فیزیکی در مورد نور خورشید و ماه
    علم روز و بررسی علل حرام دانستن گوشت خوک در قرآن
    قرآن و اشاره به انبساط جهان
    هفت لایه بودن زمین و اشاره به آن در قرآن
    قرآن و نقش حفاظتی جو از کره زمین در مقابل اجرام آسمانی و اشعه های مضر
    مباحث خارقالعاده زمین شناسی جانور شناسی و کیهان شناسی در قرآن
    محاسبه سرعت نور در قرآ ن کریم
    عکسهای ماهواره ای و درک جدایی آبهای اقیانوسها و اشاره قرآن


در پایان اگه اجازه بدید سوال شما و جواب خودم رو در وبلاگ منتشر کنم البته بدون ذکر نام و آدرس پستی شما

ممنون میشم 



برعهده ی خداست تعیین راه اعتدال و بعضی را ه ها بیراهه است (نحل9)

در راه خدا استوار و گواه به عدالت و راستی باشد ونباید عداوت گروهی شما را از طریق عدل بیرون برد(مائده 8)

کسی که از حقیقت دور شود از آن منحرف می شود( الذاریات9)

هرگز از آنچه علم نداری پیروی نکن بدرستی که چشم و گوش و دل ها همه مسئولند (اسرا36)

هوای نفس را پیروی نکن که تو را  از راه خدا گمراه می سازد(ص26)



سوال از یکی از مخاطبین 


درباره پست کدام دین بهتر است
سه شنبه 28 شهریور 96 
با سلام ببخشید من قلبا میتونم قبول کنم که اسلام و قرآن دین حق هستند و خدا رو حس میکنم ولی وقتی به این فکر میکنم که اعراب با حمله ی وحشیانه به ایران تمدنمون رو نابود کردن،دینمون رو نابود کردن،پوشش رنگارنگ و اصیل ایرانی رو نابود کردن خطمون رو نابود کردن،در حالی که ما هم یکتا پرست بودیم و هم به آداب بشریت و عمل به خوبی ها و دوری از بدی ها و اهریمن ها عمل میکردین قلبم آزرده میشه و نمیتونم بپذیرم که این دین صلح طلبه چرا که با اینکه بقیه کشور ها هم مسیحی یا یهودی هستن ولی مسیح و موسی نه فرهنگ اون کشورا رو نابود کردن نه تمدنشون رو فقط پرستش رو بهشون یاد دادن....او حتی مراجع این دین حق تحقیق برای انسان نمیذارن و میگن که اگر کسی مسلمان راده بشه بدون تحقیق و به درک رسیدن باید مسلمان باشه و بمونه و گرنه اعدام میشه اینا رو برای من روشن کنید ک واقعا فکر و خواب رو ازم گرفته خدا خیرتون بده...



پاسخ وبلاگ :

اولا اسلام دین تمام جهان و به تعبیر قرآن دین تمام جهانیان است (عوالمی که ما درک نمی کنیم )
پس حساب اسلام با اعراب جداست و البته حساب اسلام از هر نژاد و قومی جداست 
به خاطر ویژگی خاص زبان عربی از نظر فصیح بودن و برخی مسائل قرآن به عنوان کتابی که قرار بود منحصر به فرد و کلام آخر و پایدار باشد در این قالب نازل شد و نقطه اجماع و تلاقی و تثبیت تمام کتب الهی قرار گرفت 
در مورد نژاد عرب و هر نژادی محکوم کردن به وحشی گری و ... کار درستی نیست و اساسا میزان خوبی ما ایمان و تقوی هست و اثر خوبی که به انسانها ی اطرافمان می زاریم که تمام اقوام و نژادها خوب و بد را دارند  
 وحالا اینکه اعراب چه ضرری یا منفعتی به تمدن و فرهنگ و ... ایران وارد کردند جای بحث و تحقیق داره و فکر نمی کنم به اون صورتی که شما گفتی باشه 
کتابی مثل ((خدمات متقابل ایران و اسلام ))اثر استاد مطهری اطلاعات علمی و محکم و بر پایه منطق و استدلال به شما خواهد داد . ایشان در این اثر به شبهات بسیاری پیرامون تقابل و نه تعامل اسلام و ایرانیان جواب گفته اند 

در مورد تصدیق زرتشتیان توسط رسول اکرم در زمره ی اهل کتاب هم میتونی تحقیق کنی 
من اطلاعات تاریخی زیادی ندارم کاری که کردم اینه که کلامی مثل قرآن رو خوندم و اون را فرستاده ی واقعی خدا می دونم ولی طبق اطلاعات کمی که دارم و از سایر منابع مثل ویکی پدیا مطالب جمع آوری کردم رو در اختیارتان میزارم بلکه موثر باشه 

در مورد خشونت  و اجبار و عدم صلح طلبی و ستیز با سایر عقاید و ادیان در اسلام تازگیها مطالب زیادی منتشر میشود و با استناد به برخی از آیات در خصوص قتل کفار اسلام را دین کشتار جنگ و خشونت معرفی می کنند ولی این دقیقا مثل کاری هست  که جدیدا شایع شده و قسمتی از سخنرانی و یا یک کتاب را با خصومت و دشمنی می برند و در کانالها و سایتها می گذارند  و می گن ببین این فیلم یا کتاب یا شخص چه حرفا ی ضد انسانی زده ... 

در صورتی که عقل سلیم انسان دانا باید به خود فیلم یا کتاب مراجعه و همه ی حرف را گوش کند و با تحقیق و از روی علم و آگاهی و با تفسیر  درست جهت گیری کند نه احساسی و یهویی 

اگه به قول اساتید که می گن اسلام و قرآن دین کشتار و ارعاب هستند پس این آیه چی میگه ؟

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیكُمْ مِنْ الأَسْرَى إِنْ یَعْلَمْ اللَّهُ فِی قُلُوبِكُمْ خَیْرًا یُؤْتِكُمْ خَیْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَیَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (أنفال: 70).
«ای پیامبر، به اسیرانی که در دست شما هستند بگو اگر خداوند بداند که در دلهای خود نیت خیری دارید بهتر از آنچه که از شما گرفته شده، به شما خواهد داد و گناهانتان را می‌آمرزد که خداوند بسی آمرزنده و مهربان است».

وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ (بقره: 190)
«با کسانیکه به جنگ شما می‌آیند، در راه خدا پیکار کنید و تجاوز روا مدارید که خدا تجاوزگران را دوست نمی‌دارد».

این آیة شریفه، سه قید برای جنگ ذکر نموده نخست آنکه: مسلمانان در راه خدا بجنگند (نه برای دنیاطلبی و غنیمت‌یابی)! دوّم آنکه: مسلمانان با کسانی بجنگند که برای پیکار با ایشان آمده‌اند (نه کسانی که سر جنگ با آنها ندارند)! سوّم آنکه: مسلمانان به هیچکس تجاوز روا ندارند یعنی زنان و کودکان و پیران و کسانی را که اهل جنگ نیستند همه را محترم شمرند چنانکه طبری از ابن عبّاس (پسر عموی پیامبر) آورده که در تفسیر آیة مزبور گفت:
«لاتَقتُلُوا النِّساءَ وَلا الصِّبیانَ ولا الشَّیخَ الکَبیرَ ولا مَن أَلقی إِلَیکُمُ السَّلَمَ وَکَفَّ یدَهُ، فَإِن فَعَلتُم هذا فَقَدِ اعتَدَیتُم». (تفسیر طبری، ذیل آیة 190 از سورة بقره)
یعنی: «زنان و کودکان و پیرمردان و کسی که اظهار صلح به شما می‌کند و دست از جنگ باز می‌کشد، هیچکدام را نکشید که اگر چنین کردید بی‌تردید تجاوز نموده‌اید».

وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (أنفال: 61).
«اگر دشمنان به صلح تمایل نشان دادند تو نیز بدان متمایل شو و بر خدا توکّل کن که او شنوا و دانا است».
امام صادق (ع)نقل می کند که رسول خدا (ص) مسلمانان را از قتل زنان و کودکان در زمان جنگ و در سرزمین دشمن نهی نموده است ، مگر این که آنها نیز به جنگ دست ببرند : « حتی زنی که در جنگ مشارکت داشت تا آنجا که می توانی از کشتن وی چشم پوشی کن » .

امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل می کند که فرمود : « و لا تسبوا اهل الشرک ، مشرکان را فحش و ناسزا نگویید »

امام صادق (ع) از امام علی (ع) نقل می کند که رسول خدا (ص) مسلمانان را از ریختن سم در سرزمین مشرکان نهی می کرد. این روایت نشان می دهد که هر گونه کاربرد مواد شیمیایی در جنگ ممنوع است ، رسول خدا (ص) حتی آتش زدن درختان و محصولات کشاورزی را نیز ممنوع اعلام می کردند .

پیامبر (ص) وقتی که معاذ بن حبل و ابوموسی اشعری را به یمن اعزام می کرد به آنان فرمود : « تشاورا و تطاوعا و یسرا و بشرا و لا تنفرا ، با هم مشورت کنید ، همیاری نمایید ، کارها را آسان نشان دهید ( به مردم در مورد اسلام ) بشارت و مژده دهید و ایجاد نفرت نکنید »

امام صادق فرمود : پیامبر اسلام (ص) هنگامی که می خواست سپاهی برای جنگ اعزام کند ، آنان را فرا می خواند و در برابرشان می نشست و می فرمود : « با نام خدا و برای خدا و در راه خدا سفر را آغاز کنید ، نیرنگ و حقه نزنید ، مثله نکنید ، سالخوردگان ، کودکان و زنان را نکشید ، درختی را نبرید مگر مجبور شوید »

امام علی (ع) در سفارش به لشکریان خود در جنگ صفین پس از این که سفارش نمود ، آغازگر جنگ نباشید ، فرمود : « فراریان را نکشید ، ناتوان ها را ضربت نزنید ، مجروحان را به قتل نرسانید ، با اذیت و آزار زنان را به هیجان نیاورید ، اگر چه آنها به شما دشنام دهند و متعرض آبروی شما گردند »

پیامبر اسلام (ص) فرمود : « از کشتن پیران و کودکان مشرکان دست نگه دارید »

«وَلَا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنََانُ قَوْمٍ عَلَى‏ أَلَّا تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»
دشمنی با گروهی شما را وادار نکند که درباره آنها عدالت نورزید، عدالت را رعایت کنید که به پرهیزکاری نزدیکتر است (سوره مائده-آیه 8)
پیغمبر اسلام-ص- فرمودند:"سفارش به نیکی را درباره اسیران بپذیرید"
(سیره ابن هشام ج 1 ص 645- تاریخ طبری ج 2 ص 460)

پاسخی دیگر
خداوند در برابر آزار و اذیت مشرکین چهاردستور به پیغمبر و مومنین داده است
دستور اول : دستور به صبر « فاصبر علی ما یقولون» یعنی ای پیغمبر در برابر بدگوئی و زخم زبان آنان صبر پیشه کن ( طه / 130)
دستور دوم : دستور به بخشش و نادیده گرفتن اذیت و آزار فاعفوا و اصفحوا یعنی بدیهای آنان را ببخشید و اصلا نادیده بگیرید ( بقره / 109 )
دستور سوم : دستور به صبر در ریختن خون آنان کفوا ایدیکم یعنی از ریختن خون مشرکین دست بردارید ( نساء /77 )
دستور چهارم : دستور به جهاد و ریختن خون آنان >>> اقتلوهم حیث ثقفتموهم یعنی بکشید آنها را هر جا که آنها را یافتید ( بقره / 191(
دستور چهارم به هنگامی صادر شد که مشرکین و کفار کار را به جائی رساندند که از هر نوع آزار و اذیتی در حق مسلمانان دریغ نکردند همچنانکه در خود آیات قران این مطلب دیده میشود مثلا در آیه 39 سوره حج میگوید : اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا یعنی به انها که قتال میکنند اجازه داده شد چون به آنها ظلم شده بود .
اکثرکسانیکه اسلام را دین خشونت معرفی میکنند تمسک به آیات جهاد کرده اند که درصدرآن همین آیه 191 سوره مبارکه بقره است .

بررسی آیه 191 سوره بقره
با بررسی آیه 190 و 191 سوره بقره فهمیده میشود که : این دستور خداوند وقتی صادر شد که کفار مکّه بعضی از مسلمانان را کشتند و بعضی دیگر را از خانه هایشان بیرون کردند چرا که در این دو آیه میفرماید : و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم یعنی بکشید در راه خدا آنهائی که عده ای از شما را کشتند . و همچنین میفرماید : اخرجوهم حیث اخرجوکم یعنی آنها را از خانه هایشان بیرون کنید بجهت آنکه آنها شما را از خانه هایتان بیرون کردند .
در ادامه آیه ، خداوند متعال افعال مشرکین اعم از قتل و اخراج مسلمانان از خانه هایشان را نوعی فتنه معرفی کرده و میفرماید : والفتنة اشدّ من القتل یعنی فتنه ( کشتن مسلمانان و آزار و اذیت آنان ) بد تر است از قتل کفار و مشرکین یعنی اگر قتل این عده از مشرکین کار بدی باشد ، بدتر آنستکه این عده مشرکین بر مسلمانان سیطره پیدا کرده و آنان را به قتل برسانند و بقیه را نیز از خانه هایشان بیرون کنند .
از تمام کسانیکه به این آیات اشکال کرده و آن را نوعی خشونت معرفی میکنند سوال میکنیم که اگر عده ای نزدیکانتان را به قتل برسانند و شما را از خانه هایتان بیرون کنند آیا شما دست روی دست خواهید گذاشت تا اینکه حکم قتل شما را نیز صادر کنند یا اینکه در صدد دفاع بر خواهید آمد ؟؟ و اگر دفاع کنید خشونت به حساب می آید ؟؟
خلاصه : با بررسی آیات قرآن به این نتیجه میرسیم که دستور قتل کفار و مشرکین ، دستور ابتدائی نبوده بلکه این دستور در پی کشته شدن عده ای از مسلمانان بدست مشرکینی صادر شده که از هیچ نوع آزار و اذیتی در حق مسلمانان اباء نداشتند . بنا بر این آیه در صدد بیان دفاع مسلمانان از خود در برابر قتل و آزار و اذیت مشرکین است

در مورد مسیحیت 

آیات زیر از قرآن رو بدقت بخون 


إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّه‏ِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً
فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ (1)
كسانى كه ایمان آورده و كسانى كه یهودى و صابئى و مسیحى اند، هر كس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و كار نیكو كند، پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد.
لَیْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللّه‏ِ آنَاءَ اللّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ یُؤْمِنُونَ بِاللّه‏ِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِینَ ؛(2)
(همه اهل كتاب) یكسان نیستند. از میان اهل كتاب گروهى درست كردارند كه آیات الهى را در دل شب مى‏خوانند و سر به سجده مى‏نهند. به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به كار پسندیده فرمان مى‏دهند و از كار ناپسند باز مى‏دارند و در كارهاى نیك شتاب مى‏كنند و آنان از شایستگانند.
..... وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لاَ یَسْتَكْبِرُونَ‏وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّه‏ِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن یُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِینَ؛(3)
قطعا كسانى كه گفتند: ما نصرانى هستیم، نزدیك‏ترین مردم در دوستى با مؤمنان خواهى یافت زیرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانان هستند كه تكبر نمى‏ورزند . چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده ،بشنوند، مى‏بینى بر اثر آن حقیقتى كه شناخته‏اند، اشك از چشم های شان سرازیر مى‏شود. مى‏گویند: پروردگارا ما ایمان آورده‏ایم ؛ پس ما را در زمره گواهان بنویس، و چرا به خدا و آنچه از حق به ما رسیده، ایمان نیاوریم و حال آن كه طمع و امید داریم پروردگارمان ما را با گروه شایستگان (به بهشت) در آورد؟

و بسیار آیات دیگر که اینجا مجالش نیست

مگر نه اینکه ما خود مسیح رو منجی بشریت میدونیم و اعتقاد داریم با امام ما ظهور خواهند کرد

مگر نه اینکه ما زهد و تقوا حضرت مسیح رو شبیه ترین رفتار به مولا علی  می دانیم 



در مورد ارتداد در اسلام  که البته در تمامی ادیان وجود داره میتونی تحقیق کنی بحث دگماتیک در میان نیست

اون چیزی که من از تحقیق عایدم شد که البته زیاد هم اشراف ندارم به شرح ذیل :


پاسخ  آیت الله گرامی در مورد ارتداد 
"سوال شد كه عمق مهر نبوی به مردم
و رحمانیت احكام الهی ، با آنچه در حكم ارتداد مذكور است چگونه سازگار است؟
امر به تحقیق در مبدا و معاد چگونه؟
اگر شخص در صدد تحقیق برامد و به نتیجه ای بر خلاف دین مبین رسید ، مشمول حكم ارتداد است؟"

1-صدور حكم اعدام برای مرتد ،در قران نیامده است.

2-آنچه كه از روایات نیز قابل استفاده است اینكه این مجازات برای محارب و معاند دین یا كسی كه پس از برگشت از دین،علیه دین اسلام وعقاید آن تبلیغ و تخریب می كند،در نظر گرفته شده.نه برای كسی كه از روی تحقیق ،تغییر عقیده میدهد و تبلیغ علیه دین نمی  کند .


در تحقق ارتداد عملى گفته اند: «اگر كسى عملاً دین را استهزا كرد و یا عقاید و احكام اسلامى را به مسخره گرفت و در عمل كارى كرد كه احساسات مسلمانان تحریك شود، مثلا، قرآن را در محل آلوده اى پاره پاره كند و قصدش از این كار توهین باشد، یا به خدا و پیامبر توهین كند، دلیل بر ارتداد است.»



بر عهده ی خداست تعیین راه اعتدال و بعضی را ه ها بیراهه است (نحل9)

در راه خدا استوار و گواه به عدالت و راستی باشد ونباید عداوت گروهی شما را از طریق عدل بیرون برد(مائده 8)

کسی که از حقیقت دور شود از آن منحرف می شود( الذاریات9)

هرگز از آنچه علم نداری پیروی نکن بدرستی که چشم و گوش و دل ها همه مسئولند (اسرا36)

هوای نفس را پیروی نکن که تو را  از راه خدا گمراه می سازد(ص26)

 

بدی را به بهترین دفع کن تا هر کس که دشمن توست دوست و خویش تو گردد(فضلت34)



سوال از مخاطبی عزیز:


شما مگه نمیگید خدا وجود دارد. چند وقت پیش فیلم داعشی رو میدیم که یک کودک رو داخل استخر خفه میکردند()یک کودک را(). خب چرا جلوی آنهارا نگرفت چراهیچ معجزه ای اتفاق نیوفتاد مگه اون بچه چه گناهی کرده بود


جواب وبلاگ :
شمادوست دارید همون جا خدا قدرت و عدالت خودش رو اعمال کنه و داعشی ها به سزای اعمالشون برسونه؟
دوست دارید کودک در همون لحظه نجات پیدا کنه و در سایه لطف بیکران خدا قرار بگیره؟
ما هم دوست داریم...
ولی به همه ماجرا فکر کنید

اولا اگه این دنیا پایان ماجرا بود ناراحتی شما از این دست اتفاقات بجا بود
ولی آخرت هست که عدالت خدا رو برقرار میکنه نه احساسات لحظه ای
مطمئن باش هر زن یا کودک و آدمی که با بی رحمی مورد تجاوز قرار میگیره در پایان دنیا ودر اخرت به عوض اون سختی و فشار جسمی و روحی که بر او وارد شده از رحمت خدا بهره مند میشه
دوما اینکه انتظار داشته باشیم خدا ورود کنه معجزه کنه که خیلی بچه گانه فکر میکنیم
چون اگه قرار بود خدا در هر ظلمی خودی نشون بده که دیگه هدایت و فرقان ( خدا حق و باطل و خوب وبد را از هم جدا میکند )بهشت و جهنم و آخرت و ... همه یکی میشدن که
خدا اصلا سنتی در قران به نام امهال داره
یعنی به بدکار فرصت میده تا به بدی خودش اضافه کنه تا عذاب سخت تری رو مستحق بشه
خدا حتی سختی رو که یه فرد ظالم درهنگام مرگش متحمل میشه رو از عذاب آخرتش کسر میکنه
پس چنین خدایی حتما برای مظلوم هم به نحو احسنت جبران خواهد کرد
آیه قران هست که میگه:
بعضیا منتظر نامه سرگشاده از طرف خدا هستن
یعنی حتما میخوان معجزه ای یا دلیل آشکاری ببینن تا ایمان بیارن
اولا اون ایمان آوردن که دیگه فایده نداره چون هر بد یا خوبی اون جوری هدایت میشه
خدا در قران میگه اگه میخواستیم همه رو هدایت میکردیم
ولی جایی گذاشتیم تا خوب و بد از هم جدا بشن
خدا میخواد نعمت رو رو به بندگان خوب تمام کنه و اونها یی که میل به بدی دارن به سزای عمل برسونه
چرا تمام ایات قران محکم نیست؟ و احتیاج به تاویل داره؟
یعنی اونکه میل به بدی کردن داره قران کمکش نمیکنه و این بدترین جزای اوست
البته برای تمامی افراد چه خوب چه بد هدایت خدا شامل شده و حجت تمام شده ولی بعضیا اصرار به بد بودن و ستیزه جویی با حق دارند 
حتی با دیدن معجزات آشکار پیامبران هم که از جانب خدا بود همه هدایت نشدن و سنت خدا بر امتحان امهال پاداش جزا در دنیا و البته در آخرت جدایی خوبان از بدان و... هست


ااا


سوال یکی از مخاطبین  عزیز:



اگه ادم بیاد بدون نماز بدون روزه بدون رعایت حجابی که قران بهش اشاره شده بگه من خدا رو دوس دارم و مخلوقاتش رو دوس دارم و از زندگی لذت میبرم و دیگران رو هم ازار نمیکنم این اشکالی داره؟ 



سلام

جواب سوال شما تقریبا در پست زیر هست حتما بخون


کدام دین را انتخاب کنم

http://taher19.mihanblog.com/post/122


این چیزهایی که شما میخواد رعایت کنید قسمت بزرگی از

 انسان بودن و حتی مسلمان بودن و دیندار بودن هست

ولی تمام اون نیست

ولی من خودم هم مثل شما ترجیح میدم اگه روزی قرار گذاشتم قسمتی از دین رو انجام بدم اولویتهام مثل شما باشه

ولی یه نکته مهم میمونه


پس ما واسه خدا چه کاری کنیم؟

واسه آمرزش گناهانمون کاری نکنیم 

پاک بودن نیت ما سر جای خودش

خوب بودن با بنده های خدا سرجاش

ولی چیزهایی که شما گفتی تمام ماجرا نیست


یه لیوان آب هم که از دست یکی میگیری تشکر می کنی 

تازه فقط آب رو آورده نساخته که

از خدا تشکر نکنیم ؟

اگه قراره تشکر کنی چقدر تشکر کنی که بس باشه ؟

حقیقت اینه که وقتی توبحرش می ری حجم محبت و لطف خدا به بنده ها به قدری زیاد هست که اگه خودش یه اندازه ای روتعیین نمی کرد (منظورم نمازه) ما اگه روز و شب رو هم وقف تشکر ازش میکردیم باز حق مطلب ادا نمی شد

حتی اگه شما یه فرد معلول کامل  رو در نظر بگیری   این فرد (اگه خدا مقداری برای سپاس از خودش تعیین نمی کرد)  اگه تمام عمرش رو هم صرف تشکر و عبادت خدا میکرد باز هم  کم بود

چون حتی یه معلول به صرف اینکه امکان وجود یافته بسیار باید ممنون باشه

یعنی میتونه خودش رو به خدا ثابت کنه و به زیباییها و نعمات ابدی برسه

یعنی میتونه از دیدن تمام زیباییها به وجد بیاد و دلخوش به رسیدن به همه اونا باشه

تازه با توجه به این آیه  قرآن 

((هیچ نفسی را بیش از وسعش تکلیف نمی کنیم))

خدا خیلی بیشتر از بقیه هم با هاش را میاد چون به هر حال وسعش از نظر جسمی و ممکنه از نظر روحی ( ممکنه ) کمتر از بقیه هست 

به هر حال ماها یه جایی با روزه نماز رعایت حجاب و...  باید خودمون رو به خدا ثابت کنیم

حداقل خودمون بفهمیم به یکی وصلیم

حداقل خودمون با انجام یکسری کارهایی که می دونیم اون دوست داره قوت قلب می گیریم که بله پشتمون قرصه 

واینجاست که می فهمیم چرا خدا به خاطر قرآن اونقدر سر بنده هاش منت میذار ه 

چون قرآن با اون ابعاد عجیب و استثنایی که داره هر بنده ای رو مطمئن میکنه که با عمل به قرآن ادای ادب  احترام و وظیفه رو به خدای بزرگ و مهربان بجا آورده 

در سایر کتب و روشها چنین منطق و استحکامی وجود نداره

و اگه تا اندازه ای بعضی کتب قوت قلب به انسان میدن به خاطر اون قسمت کم از کلام خداست که هنوز در اونها باقی مونده 

شما بگو من خدا رو دوست دارم بنده هاش رو هم دوست دارم

ولی این دوست داشتن در عمل باید ثابت بشه

به هر حال ما قرآن را یا قبول می کنیم یا نمی کنیم

وقتی قبول کردیم

دیگه خواسته و انتظار خدا از ما مشخصه

علت آفرینش انسان  در قرآن پرستش خدا آورده شده 


اگه خدا مقداری مثل نماز رو برای سپاس و تشکر و ابراز بندگی قرار نمی داد ما چه باید می کردیم 

وقتی ما یه دین مثل اسلام رو برای رسیدن به کمال و مقصد انتخاب می کنیم یعنی چی؟

یعنی به این نتیجه رسیدیم که مقدار میزان حلال حرام خوب و بدی که در این شیوه هست کاملترین هست 



بگو ما به خدا و کتابی که نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانش نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران دیگر که از جانب خدا آمده است به همه ایمان آوردیم فرقی میان هیچ یک از پیامبران نگذاریم ما مطیع فرمان خدا هستیم – و هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از او پذیرفته نیست (آل عمران 84-85)


آیه بالا رو میشه با یک مثال در مورد حجاب اینطور توضیح داد :

(همانطور که در پستهای قبلی در مورد حجاب  گفتم )

 

مگه مسیحیت دین خدا نیست چرا در اسلام حتی موی زنها باید پوشیده باشه و در مسیحیت محدویت به این حد نیست؟

جواب اینه حجاب یه چیز مفید برای انسانه و مقداری که در اسلام قرار داده شده بهترین مقداره

همونطور که حجاب مسیحی از حجاب قبل از مسیحیت بهتره



یعنی نظر خدا در مورد حجاب از ابتدا همون حجاب اسلامی بوده ولی این امکان برای انسان فراهم نبود که خدا یکدفعه از انسان برهنه حجابی در حد اسلام بخواد

حجاب کامل خوبه شکی نیست ولی خدا در هر مقطع از بشر به اندازه ظرفیت اون خواسته واین باعث شده انسانها فکر کنن چند تا دین داریم و حالا باید انتخاب کنن که برهنه باشن؟ فقط عورت پوشیده باشه؟ فقط موها باز باش]؟ و یا حجاب کامل داشته باشن؟

حالا اگه ما دوست نداریم خدا رو کامل بپرستیم و یا دوست داریم یه کم آزاد تر و بی در و پیکرتر زندگی کنیم باید با خودمون رو راست باشیم 
دین هدف نیست بلکه خدا هدفه و دین فقط برنامه ایست برای رسیدن به هدف یعنی خدا
و بهترین دین میشه بهترین وسیله برای رسیدن به هدف 
ما فقط باید به فکر پرستیدن و نزدیکتر شدن هر چه بیشتر به خدا باشیم وبرای اینکار نباید دین رو تکه تکه کرد و یه قسمت خاص اون رو که مطابق میل ماست برداشت 

اینکه ما واسه خودمون تصمیم بگیریم که چه قسمتهایی از دستورات الهی رو انجام بدیم و بقیه رو خودسر بگذاریم کنار  واقعا نمیتونه قانع کننده باشه 

کسی که میاد و میگه فقط نیت پاک مهمه و حجاب و نماز روزه زیاد مهم نیست چند تا چیز رو فراموش کرده

اولا نیت پاک بسیار مهمه ولی این به این معنی نیست که دستور صریح خدا رو مثلا در مورد حجاب نادیده گرفت 

دوما طرف مثال میزنه میگه فلان خواننده زن آمریکایی به هزاران نفر کمک مالی و انسان دوستانه میکنه و حجاب هم نداره ولی دلش پاکه

و با این مقایسه به این نتیجه میرسن که نیت و انسان دوستی مهمه و حجاب و... مهم نیست

ولی وقتی یه انسانی مثل اون خواننده زن قلبش رو به خدا میده اون طور به کمک انسانها میاد (با توجه به شرایطی که در اون بزرگ شده و درکی که از دینش خداوند و خوبی  

 داره )

در حقیقت این زن داره قسمت زیادی از وظایفی که یه بنده خوب خدا باید داشته باشه  رو نسبت به موقعیتی که داره به درستی انجام میده 

 این معنیش این نیست که حجاب مهم نیست 

همون طور که نمیشه گفت نیت پاک مهم نیست

در واقع جایی که اون خواننده زن حجاب رو رعایت نمی کنه قرضی در اون نیست با توجه به شرایطی که در اون رشد کرده درکی که از خدا و دین داره و چارچوبی که جامعه و خانواده در ذهنش از حجاب ساخته طوری هست که با همون میزان حجابی که بهش عادت داره احساس بدی نداره و قلبش رو با کمک کردن به دیگران سرشار از مهر خداوند میکنه (البته حواستون باشه آدمها نسبت به موقعیتی که از نظر مالی  شغلی و ... دارن مسئولیت بیشتری هم در کمک به دیگران خواهند داشت  چون وسع اونا بیشتر هست و ممکنه حتی از نظر خدا میزان انسان دوستی و کمک اونا به بقیه کم هم باشه ) 

توجه کنید با توجه به شرایطی که اون زن درش بزرگ شده و درکی که از دینش خداوند و حجاب داره حتی با همون مقدار حجاب کم باز هم اون زن احساس خیانت و سرکشی نسبت به خدا نداره 

شاید اگه شرایط واسه اون زن  پیش بیاد جنبه های بیشتری از بندگی خودش رو به خدا ثابت کنه شاید هم نه 

والبته نمونه هاش رو هم داشتیم از همون آدما مثل بعضی فوتبالیست ها که در عین اینکه کارهای خیر میکردن و به قول ما غیر مسلمونایی بودند که از ما مسلمونا بهتر هم بودن ولی مسلمان هم شدن 

و تصمیم گرفتن

تصمیم گرفتن که جلوتر برن

تصمیم گرفتن به ارزش بالا شون پیش خدا از این بیشتر اضافه کنن

چون فکر کردند مقایسه کردند 

خدا رو فهمیدند احساس کردند خیلی دوستش دارند

خواستند بهترین روش رو در زندگی برای نزدیک تر شدن به خدا انتخاب کنند

خواستند دست نخورده ترین کلامی که از جانب خدا موجود هست رو مطالعه و بهش عمل کنن

دین اسلام کاملترین هست ولی متاسفانه نسبت به شمار پیروانش کسایی که کامل بهش عمل میکنن شاید  کم باشه 


در آخر خلاصه نظرم اینه


 

1-باید والاترین هدف رو داشت (سعادت و خوشبختی در دنیا 

و آخرت و رسیدن به خدای زیباییها )


2-باید بهترین برنامه رو برای رسیدن به اون هدف والا انتخاب کرد (دینی کامل رو انتخاب کرد)


3-و باید این برنامه کامل رو بطور کامل هم اجرا کرد (قطعا کسی که  برنامه ناقص رو به طور کامل انجام میده بسیار جلوتر از کسی است که یک برنامه خوب و کامل را 

انتخاب میکنه ولی فقط چند درصد از اون رو انجام میده)




شما میفرماید حجاب نه روزه نماز نه و ما فقط خدارو و بنده هاش رو دوست داشته باشیم و به کسی هم آزار نرسانیم

در صورتی اگه شما واقعا خدارو دوست داشته باشی دیگه نمیتونی مثل بالا عمل کنی 

اون بسیار بسیار بزرگه 

عشقش هم خیلی بزرگه 

اون وقت دیگه شب و روزت و هر کاری که در هر  لحظه میکنی واسه اون هست 


مثلا خدا در قران میفرماید اگر بدانید روزه از هر کاری بهتر است 

می دانید چرا؟

اگر کل قران را بخوانید می فهمید که خدا هیچ چیزی را بیش از این دوست ندارد که بنده اش هر کاری را به خاطر او انجام بدهد یا انجام ندهد

یعنی وقتی ما روزه می گیریم تمام کارهایی که در طول روز انجام می دهیم و انجام نمی دهیم به خاطر خداست یعنی بسیار زیباست که آبی که جلوی ماست به خاطر خدا تا اذان نمی نوشیم


بگو: «در حقیقت، نماز من و [سایر] عبادات من و زندگى و مرگ من، براى خدا، پروردگار جهانیان است.» (انعام: ۱۶۲)



وشما به آثار همین دنیایی عبادت خدا هم فکر کن

سوره معراج از قرآن آثار نماز :

 نمازگزاران حریص نیستند

نمازگزاران صبور هستند

نماز گزاردن نشانه بیم از خدا و تصدیق قیامت است

نماز گزاران خود را از شهوت حفظ می کنند مگر برای همسر

نمازگزاران امانت دارند

نمازگزاران پیمان را حفظ می کنند

نمازگزاران در اموالشان حقی برای محرومان قائلند 


یعنی نماز میتونه آثار خوب روانی اخلاقی و شخصیتی برای خود ما داشته باشه به جز بحث سپاس از خدا خشوع در برابر خدا و طلب آمرزش 
آثار خوب اخلاقی و شخصیتی نماز مثل اعتماد به نفس بالا - فروتنی- صبوری ثبات شخصیتی - و...
کدام اهرم این دنیایی مثل توکل به خدا میتونه انسان را قوی و شکست ناپذیر کنه ؟

و البته نه فقط  نماز خالی که میشه چاپلوسی

عمل مهمه

سوره ماعون:

وای بر نمازگزارانی که از نمازشان قافلند یعنی ربا می کنند و زکات و احسان رو منع میکنند 



 

علاقه مندی ما به لذتهای دنیا  می تواند نقش خوبی در نزدیک تر شدن به خداوند داشته باشد

 

 

سوال از مخاطبی به نام عاشق خدا:

سلام من میخواستم ببینم چه جوری ایمانمون رو قوی کنیم که دیگه سمت گناهان نریم گناهانی مثل نگاه کردن صحنه های حرام این خیلی آزارم میده و وسوسه به نگاه کردن اونا میشم لطفا اگه چیزی دراین مورد میدونید دراختیارمون بگذارید

 

جواب وبلاگ:

به طور کلی به دلایل زیر سعی میکنیم منبعد صحنه های حرام را نگاه نکنیم:

 

الف :دلایل دنیوی(حتی برای کسانی که دین ندارند)

 

1. تاثیر بدی که از نظر جسمی روحی روانی دین صحنه های حرام برای ما دارد و ما را از فردی قوی وبا اعتماد به نفس بالا و محکم تبدیل به فردی شکننده منعطف و ضعیف میکند(فکر کنم برای خود ما هم ثابت شده که دیدن صحنه های حرام به طور کلی برای ما خوب نیست)

 

2. دیدن این تصاویر تاثیر بدی در لذت بردن از مقوله مورد نظر (مسائل جنسی )خواهد داشت .( البته منظور شما از صحنه حرام میتونه با توجه به دین شما دیدن یک صحنه های غیر مجاز عادی و یا حتی  دیدن فیلمهای پورن باشد ولی به طور کل اگه مطلبی که در پایین پیشنهاد دادم بخونی متوجه میشی در کل هر تصویر غیر مجازی به اندازه خودش آثار سوء داره )یعنی مثلا کسی که به مسائل جنسی علاقه مند است دیدن این تصاویر نه تنها او را به مراد دلش نمی رساند بلکه باعث کاهش لذت بردن وی از این نعمت زیبا ی خداوندی می شود

در این باره حتما مطلب زیر را در  همین وبلاگ مطالعه کنید:

بهداشت روانی از بلوتوثهای موبایل و شبکه های ماهواره ای تا بدحجابی

 لینک مطلب:

 

ب :دلایل دینی و اخروی:  (برای کسانی که کم و بیش وجود خدا را قبول دارند)

 

1- علاقه ما به مقوله مورد نظر(مثلا لذت جنسی)خود دلیلی برای استفاده درست از آن می شود و خود دلیلی برای نزدیکتر شدن به خدا خواهد شد

در این دنیا هر کسی علاقه مندی خاص خودش را دارد(غیر از عرفا و خواص، مردم عام رو عرض میکنم) یکی با خوردن غذاهای خوشمزه لذت می برد یکی عاشق هنر است و در مقیاس بزرگتر مثلا یکی تمام علاقه مندی دنیایش فرزندش است و... وحالا یکی هم علاقه زیادی به لذت جنسی دارد 

اتفاقا همین علاقه مندی های دنیوی مقدمه ی بسیار خوبی برای دین دار شدن ویا حداقل برای افزایش دوستی ما با خداست چون وقتی شما رضایت خدا را بدست می اورید هم میتوانید در چارچوب خوبی به نحو کامل و البته با کیفیت تری از لذت دنیوی برخوردار شوید و مهمتر اینکه با دوست شدن با خدا وپیوند با قدرت بی انتهای هستی امید این دارید که این لذتها با درجه بسیار بسیاربالاتر و پایدارتری در دنیای اخروی نیز نصیب شما شود

یعنی با دیدن هر زیبا رویی و هر نعمت زیبای خداوندی عزم اراده و عشق ما به خدا بیشتر میشود

اول به خاطر اینکه می دانیم سرچشمه ی همه زیبایها خداست و تنها معشوق بر حق اوست و دوم اینکه امید داریم خدا در اخرت ما را از این زیباییها و لذات سیراب کند

شما فکر کنید کسی رو که که تمام علاقه اش در این دنیا در فرزندش خلاصه میشود این فرد بسیار شکننده است و چنانچه فرزندش بمیرد؟؟؟

اما اگر همین فرد خدا را داشته باشد هم میتواند از عشق زیبای  فرزندش در این دنیا بهره ببرد و هم اینکه چنانچه اتفاقی برای فرزندش بیفتد تحمل بسیار بالاتری برای ادامه زندگی خواهد داشت

 

2- مکافات عمل در اخرت: در هر مذهبی فعل حرام در دنیای آخرت جزا دارد و وقتی ما به خدا و جهان اخرت ایمان بیاوریم و با تمام وجود خدا را ناظر بر اعمالمان بدانیم دیگر کمتر جرات ادامه عمل حرام خواهیم داشت البته شاید ایمان داریم ولی ضعیف است و نمی تواند جلوی فعل حرام ما را بگیرد

اما چگونه به خدا ایمان بیاوریم و چگونه ایمانمان را قوی تر کنیم :حتما مطالب زیررا در همین وبلاگ بخوانید:

 

اثبات وجود خدا و راههای تقویت ایمان

چرا باید به خدا ایمان بیاوریم و چرا باید ایمانمان را تقویت کنیم؟

 

1- خشنودی خداوند:

وقتی مطمئن شدیم خدا هست بسیار لذت بخش میشود وقتی فعل حرامی را به خاطر او انجام نمی دهیم 

مثلا خدا در قران میفرماید اگر بدانید روزه از هر کاری بهتر است 

می دانید چرا؟

اگر کل قران را بخوانید می فهمید که خدا هیچ چیزی را بیش از این دوست ندارد که بنده اش هر کاری را به خاطر او انجام بدهد یا انجام ندهد

یعنی وقتی ما روزه می گیریم تمام کارهایی که در طول روز انجام می دهیم و انجام نمی دهیم به خاطر خداست یعنی بسیار زیباست که آبی که جلوی ماست به خاطر خدا تا اذان نمی نوشیم

هم خدا بسیار دوست دارد و هم حس بسیار خوبی به ما میدهد

یعنی جوری مرام گذاشتن یعنی یک رابطه دوستی تمام وعیار با قدرت لایزال هستی یعنی معرفتت رو خوب جایی خرج میکنی

پس بسیار لذت بخش است که زین پس به خاطر او برخی فعلهای حرامی که عادت داریم رو دیگر انجام ندیم

این از نظر خدا بسیار با ارزش است که انسان کاری را که میتواند به خاطر خدای خویش انجام ندهد هر چند که همانطور که عرض کردم تمام فعلهای حرام در واقع صرف نظر از خدا و آخرت در دنیا هم به ضرر ماست .



یکی از مخاطبین سوال کرده بود که


باسلام ودرود فروان

ببخشید دوستان من میخواستم به دین مسیحی بپیوندم میخواستم راهنماییم کنین

همونطور که دوست گرامیمون گفتن همه پیامبران انسان رو به خدا نزدیک میکردن ینی هدفشون هدایت به سمت خداست 

ایا فرقی داره مسلمان باشی یا مسیح ؟؟


پاسخ من : سلام
دوست عزیز شما رو دعوت میکنم به اینکه پستهای قبلی وبلاگ رو بخونی
مخصوصا مطلبی با عنوان کدام دین را انتخاب کنم
http://taher19.mihanblog.com/post/122
ببین دوست عزیز همه ادیان با هم که جمع میشن تنها دین خدا بوجود میاد 
یعنی ادیان مختلف نداریم 
دین نزد خدا تنها اسلام است
مسیحیت بخش مهمی از دین خداست 
یعنی بخش مهمی از اسلام تلقی میشه 
یعنی اگه دینی مثل مسیحیت نمیومد جایی برای آمدن اسلام نبود
مطلبی که گفتم کامل بخون
بهت کمک میکنه 
به اسامی ادیان حساس نباش
مهم اینه که به هدف برسی
هدف یعنی خدا خوبی انسانیت زیبایی و،،،
و بهترین و کاملترین راه رو انتخاب کن 
چرا که زودتر بهتر و کاملتر به هدفت میرسی
انتخاب با شماست
امیدوارم اونقدر حقیقتجو و صادق باشیم که حداقل به خودمون دروغ نگیم و راهی رو که میدونیم درست تره انتخاب کنیم
ولی ما ادما گاهی به خودمون هم در طول عمر دروغ میگیم و برای اینکه گناه کنیم و یا اینکه حوصله ثواب کردن نداریم . میگم ولش کن این راه آسون تر و ایشاله درست هم هست
خدا در زمان حضرت مسیح از انسان به اندازه وسعش طلب کرد و مسیحیت رو نازل کرد
مسیحیت یعنی بخشی از اسلام که تا اون دوره تاریخی بشر توان درکش رو داشت


گفتی فرقی میکنه اسلام یا مسیحیت ؟


وبه نظر شما میشوداز یک لیسانه در آخر ترم سوالات دوره ابتدایی رو امتحان بگیرند ؟؟؟؟
 و یا تحصیلات ابتدایی رو شما برای رسیدن به کمال ترجیح میدی یا لیسانس رو؟

البته ...

البته که اگه همون درس ابتدایی کامل یاد بگیریم و عمل کنیم بهتر از لیسانسه ای هستیم که به چیزی که یاد گرفته عمل نمیکنه 


ولی سعی کن همیشه بهترین هدف

بهترین راه برای رسیدت به هدف

وبهترین سعی عمل و خلوص رو در راه رسیدن 


داشته باشی 





امروز حرف از دکتر علی شریعتی همه جا هست

قبلا که توی اس ام اسا  پر بود و در نهایت داشت به شکل بدی حالت شوخی پیدا می کرد

حالا هم توی شبکه های اجتماعی پر شده

البته از یه لحاظ خوبه که ما مردم کتاب نخون و مطالعه نکن یه کم با نوشته های ایشون و به صورت گلچین از کلام ایشون بهره مند میشیم

ولی از یه لحاظ بد هم شده

ما ادمای کتاب نخون دیگه واقعا دلیلی برای کتاب خوندن نمی بینم یا اصلا دیگه وقت نمی کنیم که بخونیم

من نظرم اینه خیلی از ماها که تکه کلمات و تکه متنهای دکتر رو دست به دست می چرخونیم تا حد کمی با گفتار و اندیشه بلند ایشون آشنا می شیم 

یعنی اندیشه دکتر و سایر بزرگان و مولفین وقتی کامل شناخته و درک میشه که گلچین وار خونده نشه

وقتی کتاب عظیمی مثل فاطمه فاطمه است رو کامل میخونی چه تاثیری از اندیشه دکتر می گیری تا وقتی تیکه های مختلف کتاب رو هر از گاهی از این ور اون ور و از هم گسیخته میخونی؟

چه راحت خودمون رو محروم می کنیم و خیلی هم خوشحالیم که مملو از جملات و کلمات ناب هستیم

قبلا هر کس می خواست بگه من روشن فکرم و حرفی واسه گفتن دارم حداقل به خودش زحمت خوندن چند کتاب رو می داد ولی الان دیگه همه صاحب نظر شدن

بدون اینکه درک درست و کاملی از اندیشه های بزگان و کتب خوب بدست آورده باشن

واز نظر فکری و ایدولوژیکی کامل و پخته شده باشن احساس روشن فکری عجیبی در خودشون احساس میکنن

و بدترین چیز اینه که انسان درک درستی از خودش نداشته باشه

و یا خودش رو بی نیاز از تفکر بیشتر و مطالعه بدونه

ولی خوبه وقتی ما توی وایبر یا تلگرام قسمتی از گفتار نیک بزرگان رو دریافت کردیم به همین بسنده نکنیم و علاقه مند شده به دنبال خود کتاب رفته و عمیق تر بشیم

 

 

در رابطه با قرآن کتابهای دکتر شریعتی واقعا محشره مثل کتاب ((روش برداشت از قرآن)) و همه ی  کتب دیگر

من پیشنهاد می کنم

 اگه واقعا به فکر آرامش خودتون هستید

اگه دوست دارید یه کلام خوب و بسیار تاثیر گذار بر شخصیت و طرز فکرتون رو مطالعه کنید

حتما هفته ای یا ماهی یکبار یکی از کتابهای دکتر رو بخونید واقعا خوبه

فکر کنم دین ومذهب هم مهم نباشه 

کلام کلام یه جامعه شناسه که مخاطبش انسانها هستن

و بر هر کسی میتونه تاثیر بسیار عمیق و خوبی بذاره

کتابی مثل   ((سلمان پاک))   یا  (( فاطمه فاطمه است ))   واقعا ارزش داره حتی اگه خوندی هم هر چند وقتی دوباره بخونی

حالا قسمتی از متن پدر مادر ما متهمیم رو که اتفاقا توی شبکه های اجتماعی دست به دست میگرده رو واستون میزارم

باشه که علاقه مند بشیم و این کتاب و سایر کتب خوب رو واسه تکامل روحی خودمون از دست ندیم و مطالعه کنیم

 




 

پدر مادر ما متهمیم:


قرآن کتاب وحی قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد ! کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز! کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست ... این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد، از آن است که ای برادر و خواهر روشنفکر من! نمی دانی که چه کوشش ها کردند تا آن را از میان زنده ها دور کنند و ندایش را، هم در صحنه های جهاد خاموش کنند و هم در حوزه های اقتصاد ! گفتند قرآن را از ریشه "قَرَءَ " مگیرید، از "قَرَنَ" بگیرید و نتیجه اش این که کتاب خواندن نیست، کتاب همراه داشتن است و بخود چسباندن است. گفتند : اسراری که فقط در نقطه زیر "ب" در بسم الله نهفته است اگر کسی بخواهد تفسیر کند یک عمر کفاف نمی دهد! گفتند: قرآن هفتاد بند دارد و هر بطن آن باز هفتاد بطن . همینطور این درست است اما این را طوری معنا کردند که یعنی نبایدنزدیکش رفت، یعنی هرکس قرآن را گشود و در آن اندیشید و از آن چیزی فهمید، محکوم شود و هرچه از آن فهمیده مطرود و مشکوک اعلام شود گفتند هرکس قرآن را با عقل خویش تفسیر کند باید در نشیمنگاه آتشینش فرودآید، در حالیکه سخن پیغمبر است " من فسر القرآن برأیة فلیتبوء مقعده من النار" است.می بینیم چطور هوشیارانه ،رأی را عقل معنی کردند و و مردم را از خواندن و فهمیدن و عمل کردن به قرآن ترساندند و بعد خودشان در حالیکه " تفسیر به عقل" را تحریم کردند، بر خلاف همین حدیث، قرآن را سراسر "رأی خود" تحریف و توجیه و تأویل کردند... حتی بعضی حرف های بدتری گفتند: اصلا قرآن حقیقی دست امام زمان است و هروقت ظهور کند با خود خواهد آورد و قرآن فعلی، قرآن اصلی نیست! تحریف شده است، بعضی آیات را از آن برداشته اند و ... دوست روشنفکر من! همین ها نشانه ی آن است که دشمن از قرآن می ترسد و همین ترس دشمن کافی نیست که تو را به نقش قرآن در حیات و نجات و بیداری و خلاقیت این کتاب مطمئن سازد؟ قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است . قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟ قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است … قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، ‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند . خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو . آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم......

دکتر علی شریعتی




همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات